محمد باقر سعيدى روشن
37
علوم قرآن ( فارسى )
اين مقدمات است . از اين جهت نيز فاصلهاى عميق ميان آگاهى عرفانى و معرفت پيامبرانه ملاحظه خواهد شد . زيرا وحى ، آن سنخ آگاهى شهودى ناگهانى و پيش بينى نشده نسبت به يك موضوع اكتساب ناپذير است كه ناشى از افاضهء الهى است ، بدون اينكه انسان گيرنده تأثيرى جز پذيرش مطلق داشته باشد : تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ . . . « 1 » وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ . « 2 » رابعا : نكته قابل توجّه ديگر آن است كه دريافتهاى متصوفه و اهل طريقت ، همچنان كه ممكن است الهامات غيبى راستين باشد ، مىتواند رهاورد وسوسههاى شيطانى نيز باشد . « 3 » از اشارات قرآن كريم چنين بر مىآيد كه مخاطب كشف هميشه معصوم نيست ، همانطور كه القا كننده الهامات هميشه غيب رحمانى نبوده است . در برابر شهود واقعى كه مىتواند ناشى از ايمان سرشار و در پرتو تقرّب به خداى بزرگ حاصل آيد و ملكوت جهان بر اولياى الهى رخ نمايد ، مكاشفات خيالى و شطحيات ناشى از تلقين مكرّر و نوسان روحى نيز بسيار است . بودا مدعى بود كه پس از مدتها رياضت و تفكر ، به نيروانا رسيده و به حقيقت نايل شده است و بر اساس يافتههاى خود تعاليمى را عرضه كرد ، امّا چه تضمينى براى صحت اين ادعا وجود دارد ؟ « 4 » پولس دشمن ديرين مسيح و عيسويان ، به يك باره مدعى كشف حقيقت در يك خلسهء عرفانى ويژه شد و از آن پس تعاليمى در مقابل هدف و مسير توحيدى عيساى پيامبر عرضه كرد كه نه مستند به پيام عيسى
--> ( 1 ) هود / 49 . ( 2 ) قصص / 86 . ( 3 ) بنگريد : مفاتيح الغيب ، ملاصدرا ، مفتاح چهارم ، تفسير المنار ، 11 / 439 ، پيام قرآن ، آية الله مكارم شيرازى 1 / 289 . ( 4 ) اديان زنده جهان ، رابرت هيوم ، ص 96 .